سیر زمانی وارکرفت

آشنایی مختصر با داستان وارکرفت

سیر زمانی وارکرفت

داستان وارکرفت از کجا شروع شد؟ در این مطلب با هم به بررسی سیر زمانی (Timeline) وارکرفت می‌پردازیم تا با خلاصه‌ای از آن آشنا شویم. البته این مطلب طبق سیر زمانی وبسایت بلیزارد و از زمان جنگ انسان‌ها و اُرک‌ها آغاز می‌شود. وقایع پیش از آن مثل شکل گرفتن دنیای وارکرفت و دیگر اتفاقات در این مطلب بررسی نخواهند شد و برای اطلاع از آن باید مجموعه کتاب‌های نوشته شده در این خصوص را بخوانید.

داستان وارکرفت

Warcraft: Orcs & Humans

وارکرفت: اُرک‌ها و انسان‌ها (محصول سال 1994)

«سارگراس» (Sargeras)، تایتان سقوط کرده، سالیان سال، نقشۀ خالی کردن آذراث از هستی را در سر داشت. در همین راستا، یکی از جادوگران نژاد انسان به نام «مِدیو» (Medivh) را تسخیر کرده و او را وادار کرد تا با «گول‌دان» (Gul’dan) ارتباط برقرار کند. «گول‌دان» یکی از ساحر (وارلاک) نژاد اُرک از دنیای «دِرِنور» بود. در «دِرِنور» خدمت‌گذاران اهریمنی «سارگراس» علیه اُرک‌ها که زمانی نژادی صلح‌جو بودند توطئه کرده و بذر فساد و تباهی را در میان آنان پخش کردند تا ارتشی تشنه به خون به نام «هورد» از آنان بسازند. این ارتش نفرین‌شده از درون «پورتال سیاه» (Dark Portal – دروازه‌ای که توسط مدیو و گول‌دان ایجاد شده بود) به آذراث یورش برده و با انسان‌های «استورم‌ویند» (Stormwind) وارد جنگ شدند. قهرمانانی همچون Anduin Lothar با کمک نیمه‌اُرکی به نام «گَرونا» (Garona) با شجاعت تمام جنگیدند تا از سرزمین خود دفاع کنند. با این حال، هوردِ نیرومند و سهمگین مواضع دفاعی استورم‌ویند را در هم شکست. در بهبوهه سقوط دلخراش شهر، گَرونا به هم‌پیمانان خود خیانت کرده و پادشاه Llane Wrynn را به قتل رساند تا شکست انسان‌ها قطعی شود.

داستان وارکرفت

Warcraft II: Tides of Darkness

وارکرفت 2: امواج تاریکی (محصول سال 1995)

ساکنان انسان استورم‌ویند در مقابل هورد شکست خورده بودند. شوالیه Anduin Lothar بازماندگان ارتش انسان‌ها را جمع کرده و آن‌ها با حرکت به سمت شمال و در امتداد «دریای بزرگ» به لردران رسیدند. Lothar با جلب حمایت و کمک گرفت از مردمان دیگر شامل «نوم‌ها»، «الف‌ها»، و «دوارف‌ها» «اتحادی» (Alliance) بزرگ علیه هورد و رهبر بی‌رحم‌شان Orgrim Doomhammer شکل داد. هورد که به ظاهر توقف‌ناپذیر می‌آمد به غارت و وحشی‌گری خود ادامه داده و «ترول»ها و «اُگِر»های وحشی را نیز به ارتش خود افزود. اما در آستانه پیروزی، «گول‌دان» و پیروانش به طرز خودخواهانه‌ای هم‌پیمانان خود را در جست و جوی آرتیفکت‌هایی قدرتمند ترک کردند. هوردِ نیرومند در نتیجه وادار به عقب‌نشینی شد. Doomhammer با کشتن Lothar در نبردی تنگاتنگ به طور موقت باعث تجدید قوا و روحیه هورد شد، اما کشته شدن این قهرمان باعث از بین رفتن عزم و اراده «الاینس» نشد. Turalyon یکی از افسران وفادار Lothar، پس از مرگ وی رهبری مدافعان آذراث را به دست گرفته و در نهایت موفق به شکست دادن هورد شد.

داستان وارکرفت

Warcraft II: Beyond the Dark Portal

وارکرفت 2: ورای پورتال تاریک (محصول سال 1996)

الاینس که پیروز شده بود، پورتال تاریک را نابود ساخت. در همین حین، شمانی به نام «نِرزول» Ner’zhul کنترل ارتش باقیمانده هورد در «درِنور» را به دست گرفت. آن‌جا بود که او نقشه ساخت پورتال به دنیاهای دست‌نخورده و غارت هر کدام به نوبت را کشید. او برای اجرای نقشه شوم خود، باید مراسم و وردخوانی خاصی را اجرا می‌کرد. نرزول به جهت تهیه تدارکات لازم، ارتشی از اُرک‌ها را راهی پورتال تاریک دست‌نخورده‌ای که در دنیای خودشان بود، کرد تا اشیاء باستانی و قدرتمند (Relic) آذراث را بیابند. نیروهای الاینس با خبردارشدن از نقشه‌های هورد، به درنور هجوم برده تا تهدید ارتش اُرک‌ها را برای همیشه از بین ببرند. نرزول که به شکستی حتمی به دست دشمنانش رسیده بود، اما در باز کردن پورتال‌های بی‌شماری به سرزمین‌های جدید موفق بود. فشار جادویی وارد شده در نتیجه باز شدن پورتال‌ها، درنور را در هم شکست. و باعث گیر افتادن بسیاری از قهرمانان آذراث در «اُوتلند» شد. جایی که در واقع همان بقایای از هم گسیخته درنور بود.

داستان وارکرفت

Warcraft III: Reign of Chaos

وارکرفت 3: سلطنت هرج و مرج ( محصول سال 2002)

پس از تحمل سال‌ها اسارت، اُرک‌های باقیمانده در آذراث به دست شخصی به نام «ترال» Thrall که خود قبلا برده بود، آزاد شدند. این شمن (Shaman) جوان و هوردی که حال سازمان‌یافته و  تحت فرمان او بودند، از شر لژیون سوزان (Burning Legion) به اقلیم کالیمدور گریختند. لژیون سوزان ارتشی اهریمنی بودند که قصد نابود کردن آذراث را داشتند. لژیون سوزان برای ضعیف کردن مواضع دفاعی آذراث، از سلاحی جدید و هولناک به نام مردگان متحرک (Scourge) استفاده کردند. شاهزاده آرتاس مِنِتیل از لردران در مقابل این موجودات هولناک شجاعانه جنگید، اما ترس و ناامیدی او باعث شد در نهایت با رهبر مرموز مردگان متحرک که «پادشاه لیچ» (Lich King) نام داشت، هم‌پیمان شود. در کالیمدور، هورد کینه و کدورت کهنه را کنار گذاشته و با نژادهای دیگر هم‌پیمان شد تا در مقابل حملۀ وسیع لژیون که تحت فرمان یکی از اربابان اهریمنی به نام آرکیماند (Achimonde) بودند، بایستد. با پرداخت بهایی سنگین، سرانجام اتحاد باورنکردنی انسان‌ها، نایت الف‌ها، و اُرک‌ها باعث شکست لژیون در در قلۀ کوه مقدس هایجال (Mount Hyjal) شد.

این مطلب به مرور زمان آپدیت خواهد شد و قسمت‌های جدید اضافه خواهند شد.